...

گفتم که دل و دین بر سر کارت کردم

هر چیز که داشتم نثارت کردم

گفتا تو که باشی که کنی یا نکنی؟

آن من بودم که بی‌قرارت کردم

/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سلام

راستی روز تولدتون هم همون جا تبریک گفتم ببخشید که دیر شد خب دعوتم نکرده بودین شاد باشید

:: هادی ::

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد آنچه خود داشت ...

سلام

سلام ممنونم بخاطر اینهمه لطف و محبت همیشه بیصبرانه منتظر حضور گرمتون هستم

سلام

برای تنهایی من دسته گلی بفرست،میخواهم بوی اقاقی ها هوای ذهنم را پر کند. برای ذهنم تصویری بساز از رویش دانه های احساس، شاید چشمهایم مجاب شوند برای دوباره دیدن. به بهانه ی چشمانم یک سبد نور پُست کن،میخواهم بر تاریکی منظره ام غلبه کنم. تا میتوانی به منظره ام رنگهای شاد بزن،شاید دستانم آرامشی نو بگیرند از نوازش بالهای پروانه. دستانم را میان دستانت تقسیم کن،میخواهم جاری شوم در این ثانیه های دلکوک. به خاطر ثانیه هایم اناری دانه کن،تا دوباره گل بیاندازد صورت احساسم. صورتم را بگذار مقابل آیینه ی تمام نمای وجودت،میخواهم گونه های خجالت زده ام را سیر تماشا کنم. از خوش آب و هوا ترین نقطه ی احساست بوسه ای بفرست بر چشمان کسالت زده ام،شاید قلبم مسیر تپش هایش را پیدا کند. امشب دزدکی از دیوار خانه مان بالا بیا،قلبم را روی طاقچه جا گذاشته ام.

سلام

کلبه دور از همه کس واسه من و تو واسه ما يه جاي دنج و خلوتي يه جايي دور از آدما يه باغچه از گلاي رز بارون پشت پنجره آتيش و چاي تازه دم رفتن تا اوج خاطره من و تو و صداي باد يه زندگي شاد شاد بهت بگم دوستم داري بهم بگي خيلي زياد مرغ و خروس و مزرعه يه زندگي سبز و پاك شيرين ترين روزاي عمر باشيم به هم ديگه هلاک مهمونمون باشن گلا قناريا و بلبلا همسايه هامون سبزه ها اقاقيا و سمبلا صاب خونمون خداي خوب اون كه هميشه ياور هلاهل زندگيش هر كي كه از اون غافله خداي من تو ميدوني دلم به تو بسته شده خودت ميدوني كه دلم از زندگي خسته شده مدد كن اي خداي خوب اين همه خواب به آب نشه آرزو هاي شيرينم به تلخي سراب نشه ...

سلام

یک نفر نیست بپرسد از من که تو از پنجره عشق چه ها می خواهی؟ صبح تا نیمه شب منتظری همه جا می نگری گاه با ماه سخن می گویی گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی ! راستی گمشده ات کیست؟کجاست؟ صدفی در دریا است؟ نوری از روزنه فرداهاست یا خدایی است که از روز ازل پنهان است؟

سلام

سلام خاله ....... (''''(`-``'´´-´)'''') ..........).....--.......--....( .........\.....(6..._...6).../ ........./........(..0..)....;.\ ........__.`.-._..'='..._.-.`.__ ......\....'###.,.--.,.###.'.../ ....../__))####'#'###(((_\ ......############# ........############ .......\...#########.../ ...__/...../..######\....\ (.(.(____)....`.#.´..(____).).)

سلام

گفتمش آغاز درد عشق چيست؟..... گفت آغازش سراسر بندگيست ......گفتمش پايان آن را هم بگو...... گفت پايانش همه شرمندگيست ........گفتمش درمان دردم را بگو...... گفت درمانی ندارد، بی دواست ....گفتمش يک اندکی تسکين آن...... گفت تسکينش همه سوز و فناست ...

سلام

هنگامی که اشکهایت میل به باریدن دارند اما آن قدر سنگین که زمین طاقتش را از دست می دهد. آسمان نگاهت چه رنگی دارد؟ نمی دانم چرا هرگاه که نگاهت حرف آمد تمام کبوترها سرود آبی سردادند؟! آیا تمام شاعران این شهر شعرهایشان با ما قهر است که این چنین سوگوار بر سر واژهایشان نشستند؟ آیا اشکهای داغ این همه عاشق قدرت ذوب کردن یخ وجود معشوق را ندارد؟ نمی دانم فقط این را می دانم که هر گاه حرف از تو می آمد تمام واژه هایم به حرمت دستهایت آبی می شوند.

عليرضا

سلامممم نه بابا تعطيل چيه٬ تازه بازش کرديم شما چه خبر کم پيدايی ؟؟؟ شعرت هم کوتاه بود هم زيبا يه کم شبيه داستانک بود که خيلی جالب شده ... فعلا بای